آدمهایی توی تاستونشون واقعا استراحت میکنن که روی راه خودشون باشن. بدونن که هستن. بدونن درس میخونن و تلاش میکنن و بعدا این تلاشایِ نهماهه به یه جایی میرسونتشون، پس حق دارن سه ماه دیگه رو استراحت کنن.
من؟! من که راهم مدرسه نیست. من که تلاش نکردم. من که خسته نشدم. من که حق ندارم استراحت کنم.
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
:«خوبی نویسندهی بانو بودن این است که حتی سیاه مشقهاییش هم به واسطهی زن بودن و حمایت هم جنسانش اقل کم چند چاپ خریده میشود. اما خُب بدیش هم این است که هیچوقت نویسندهی مهمی نمیشوند!»
و اتفاقا بلاگر هم هستن.:))
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
میگه « اون آهنگِ بیتلز بود..؟ »
و شروع میکنه به خوندن موزیکِ اولینباری که همو شهرکتاب دیدیم.
آفتاب، شروع میکنه درخشیدن.
از کیلومترها اونورتر هم دلم گرمه بهش. نمیدونین که روزی چندبار توی زندگیِ روزمرهم مکث میکنم، لبخند میزنم که دارمش و بعد ادامه میدم..
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
صبح با لگدِ پارسا توی شکمم از جا بلند شدم. اعتراض میکنم، مامانم میگه « خُبه خُبه چیکار کرده مگه؟ ذوق بچه رو هم زدی کور کردی! »
کلاس کونگفو ثبتنامش کردن. کاش تو یه خانواده مذهبی به دنیا اومده بودم که خداقل فکر میکردن دختر ریحانهست.
نه کرگدن. :|
:))))))))))))))))))
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
با درود و عرض احترام و مراتب ارادت و بندگی خطاب به طراح محترم سؤالات هندسه؛ علی الخصوص ١٧ب:-/
برادر یا خواهر گرامی؛ انصافا گاوی:|
پ ن: وقتی بخش سخت هندسه، زبان فارسیشه؛ خدا زبان فارسی رو به خیر کنه. =))))
نتفالش: چیشده؟ :))
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
چشمامو که میبستم، با صورت خیس از خواب میپریدم. صداشون توی گوشم بود. خندههاشون جلوی چشمم. جای دستهاشون روی بدنم. ترس از هر ضربه هنوز توی بدنم پخش میشد و فقط یه چیز می گفتم؛
« خدایِ شاپرکا.. خدای دونههای انار.. نذار هیچکس اونقدر اذیت بشه که به اون مرحله از پستی برسه.. نجات بده همهمونو.. »
خدا.. خدا..
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
شما یه نفرو به جز خودم بهم نشون بده که بعد اینستنت کارما؛ اسماالحسنی گوش میده میتونم تا آخر عمر عاشقش شم باش زندگی کنم:/)))
نت فالش : از اولشم می دونستم.:( برو با همونی که بعد اینستنت کارما، اسماالحسنی گوش می ده اوکی بای :(
الآن اسماالحسنی چرته یا اینستنت کارما؟:/
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
آفتابِ کورکننده، حرارتِ برخاسته از آسفالتِ داغ روی صورت، بوی تندِ عرق، صدای خندههای دخترانه، دست و لبهای قرمز و درختِ توتِ میانسالِ گوشه حیاط مدرسه.
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی